یک فنجون عشق داغ

* یکی از فامیل ها ی همسری فوت کرده.... یه دختر 17 ساله.... دو ماه تو کما بود تازه به هوش اومده بود اما ........ همسری با خانواده از صبح رفته برا تشییع هنوز نیومدند....... کسلم کرده هوارتا.....

* الهامی طبق گفته مدیر عزیز تا اخر این ماه فقط با ما همراهه........ ااااااااااااااه.........دلتنگم......

* قبض ماه پیش موبایلو دادم رفتم تو سایت چک کنم......... دیدم وااااااااااااااااااای قبض گوشیم تا میان دوره الانه بیشتر از قبض پایان دوره قبلیه......... دلم گرفت.....

* محل جدید شرکت به قدری سرده.........که ما هر روز مرده زنده یه بنده خدا رو ........... بعععععععععععله...........

* دلم گرفته از خیلی ها.......... اون هایی که خیلی بهم نزدیک اند اما هوارتا دور اند ازم......... دلم گرفته از اون آدمهایی که تو فکر خودشون من رو نسبت به وضعیتشون حسود میدونند........ دلک گرفته از اونی که با من بزرگ شده اما الانه میبینم خیلی متفاوته از چیزی که فکر میکردم......... یعنی آدمها تحت شرایط جدید و معاشرت با آدم های جدید اینقده تاثیر میگیرند........ ایکاش همیشه تاثیر هامون هم در جهت ارتقا رفتاری مون باشه........ نه؟!!!!!!!!!!!!

* خدایا مهربون........ تو فقط میدونی من مشکلاتم چیه......... خدا جونم یه نگاه کوچولو میشه از لابه لای این آسمون دود گرفته به ما بکنی.......... منظورم من و همسری هستیم ها....... خدا جونم میدونم کمکمون میکنی اما خوب آخه کی؟؟؟؟؟؟؟ به خدا شکایت نمیکنم....... بازهم صبر میکنم........ داری برامون بهترین ها رو رقم میزنی مگه نه......

* عجیب فکر رفتن به سرم زده........ دیگه نمیخوام تو این کشوری که روز به روز آدمیت کمرنگ میشه بمونم....... دیر یا زود میرم....... مطمئنم اونهایی که دادی و زوری رو دین ندارند بهتر ما رو میپذیرند تا این احمق هایی که با نام مسلمونی هر غلطی میخواند میکنن........... دلگیرم........

* خیلی حرف دارم اما خوووووووووووب.........

* یه دنیا شاد میشم وقتی میبینم الهامی خواهر ی ها عسلی جون....... همه دوست جونی هام شاد اند.

نوشته شده در ۱٧ آبان ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

Design By : Mihantheme