یک فنجون عشق داغ

بهار جان ..... خوندمت ......همه پستت رو ...تو شوک....... تو بغض... تو حسه خفگی ..... بهار متاسف ام .......خیلی شوک بدی بود.خیلی ........بهار ما رو در غمت شریک بدون .......برات آرامش و صبر از خدا میخوام.....

پستت رو دیروز خوندم .... الی دختر خاله ها بهم خبر داد .... خوندم و تعجب کردم ...خوندم و بغض کردم... کپ کردم.... دوباره خوندم ... گفتم شاید فقط افکارت رو نوشتی .... اما امروز دیدم نه واقعیته نه تو دنیای مجازی بلکه تو دنیای واقعی.... زمان متوقف شد .... بغض کردم .... خوندن پست فرهاد داغونم کرد....... بهار خیلی برات متاسفم .هر چند که تاسف ما هم برات کاری نمیکنه...... میدونم برات هیچ فایده ای نداره..... خدایااااااااااااااااااا خودت بهتر میدونی چجوری بنده هات رو به آرامش برسونی پس برای بهار دل نازک هم صبر و ارامش میطلبیم .......

نوشته شده در ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

Design By : Mihantheme