یک فنجون عشق داغ

نمیدونم این بابایی چرا تا عصبانی میشه ........ برا هر کسی ها ........ هر جایی ها ....... عین این بچه تخس بی ادب ها زودی میگه میزنه تو گوشت ها ........ جمعه ای هم منو مفتخر کرد به این جمله تهدید آمیز اما دروغی ......... استرس

من یکمی ناراحت شدم اما چیزی نگفتم تا دیروز که توی ٢ تا اس ام اس عشقولانه گفتوندم که به من دیگه این حرف و نزن........

خلاصه از اون روز این جمله شده مضحکه دست من و این آقازاده.......

دیشب کلی کلی دنبال بهونه برای دیدنش بودم........ ساعت حدود ٩ شب بود که تصمیم گرفتیم با خواهری بریم پیاده روی تا کجا .... پارک وی.... برای بهونه هم یکم از کیک تولد عسل و یه ظرف آش جو همراه کردم....... حالا بماند که این وزنه های سنگین برای من نقش دمبل رو بازی میکردند.......

 نرسیده به پارک وی به همسر زنگیدم: کجایی...

 تو خیابون....

نه بابا ......... من هم تو خیابونم......کجای خیابونی...( بابایی داشت از سر کار بر میگشت)

زیر پل پارک وی.......

ااااااااااااا ........... نمیبینمت........ من جلو آتیش نشانیم ........ تو کجایی....... میخوام بیام بزنم تو گوشت....... این جمله در کمال پررویی و بچه بدی از طرف من اعلام شد ....

همونجا صبر کن اومدم......... البته که با کلی ذوق این جمله رو گفت.......

خلاصه همو به این بهونه دیدیم......... اما من که نزدم تو گوشش...... اون هم گفت من هم نمیزنم تو گوشت... شما تاج سرید ..... من هم با کمال پررویی گفتم زود باش خم شو دست منو ببوس....... ما با هم دوستیم.........قلب

---------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن 1:امروز صبح خواستم یه اس ام اس عشقولانه بدم....... اما تهش باز نوشتم اگه به من توجه نکنی میزنم تو گوشت.......... این جمله جادوییه چون سریعا بهم زنگ زد و .....قلب

پ ن 2: مردها خیلی بامزه ابراز علاقه میکنند....... در عین اینکه میخواند بگن قوی هستیم و مرد اما عین این جوجو کوچولو ها ذوق زده و احساساتی میشند........ البته که ما خانم ها خیلی زرنگ تریم ...... این حس ها رو میگیریم و تلافی میکنیم.....

پ ن 3: نمیدونم چرا یه دفعه یاد این اهنگ ابی افتادم: قلب تو قلب پرنده ...پوستت اما پوست شیر ه .........

نوشته شده در ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Mihantheme