یک فنجون عشق داغ

سارا ...عزیزم خیلی متاسف شدم ......باورم نشد...خواستم خودت بیای و بگی اشتباهه.... اما وقتی دوباره هانیه رو خوندم دیوار شک ام فرو ریخت و تلخی واقعیت اومد جلو چشمم.... قلب ام لرزید برات خانم.......

سارا پدر همه چیز دختره.... برای آرامش روحش دعا میکنم... برای آرامش وجود تک تک بازمانده ها.... برای تو دوست عزیزم......

سارا حرف خودت یادت نره....باد همه چی رو با خودش نمیبره..... عزیزم آروم باش و پر غرور ادامه بده...مطمئن ام روح پدر عزیزت هم تو این شرایط راضی و آرومه....

تسلیت میگم..... خدا رحمتشون کنه.....

نوشته شده در ٢٧ تیر ۱۳٩٠ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Mihantheme