یک فنجون عشق داغ

من هیچوقت تو شرکت خودم رو قاطی پول و تنخواه و قیمت کالا و .... نکردم.....

از اول مسئولیت بازرگانی خارجی با من بود و تا حدود یک سال پیش این نقش عوض نشد .... با رفتن الی بالاجبار مسئولیت بازرگانی داخلی هم به من داده شد... که باید قیمت تمام شده کالا رو در انتهای واردات در بیارم...تا اینجا مشکلی نبود هر چند خلاف میل ام هست اما خوب انجام دادم....

اما.......... امروز مجبور شدم در غیاب یکی از همکارا فاکتور فروش بزنم برا بیمارستان.... در حالیکه صبح من قیمت تمام شده اخرین واردات رو در آورده بودم.... همیشه فکر میکردم قیمت تمام شده تو یه فرمول خاص میره برای در اوردن قیمت فروش نهایی .... صبح یه فایل رو تو سیستم همکار باز کردم و دیدم واااااااااااااااااای فکر کنید به ده تا بیمارستان و مرکز مختلف ما ده تا قیمت میدیم..... تعجب بعد خیلی شیک دیدم مدیریت قیمت و مقدار کالا رو گذاشت رو میز که من فاکتور بزنم.... میگم مگه تو فرمول نمیزاریم میگه نه.... فرمولش اینه که قیمت ها ضربدر 2 بشه....تازه این فقط برای بیمارستان خودمونه برای 5-6 تا مرکز دیگه به قیمت ها تا 35% هم اضافه میشه.....بعد تصور کنید مریض بیچاره که میخواد مصرف کننده این کالا باشه براش چند تموم میشه ؟؟؟

یه جورهایی از خودمون بیزار شدم... ببخشید ها چه کثافت بازاریه تو این م م ل ک ت... هیچوقت درست نمیشیم از پایه وضع خرابه.....

--------------------------------------------------------------------------------------------

همیشه دوست داشتم شغل همسر آینده ام بازاری باشه....فکر میکردم اینجوری کار وکاسبی دست خودشه و میتونه هر وقت خواست بره و نره...... گول خوردم.... بازاری ها از همه درگیر ترند تو کارشون.... لااقل همسری که اینجوریه... انوقت من چه کنم که دلم میخواد هر شب ببینمش و بریم بیرون....

موزیک فیلم نابرده رنج خیلی زیبا بود....فیلم رو نمیدیدم کاملا اما موسیقیشو گوش میدادم حالا هی میخوام دانلود کنم پیدا نمیکنم.... هر کی داره یا میدونه سایتی رو بگه ...شادم میکنه...

برای عید که شمال بودیم امین یه دونه سبد حصیری برام گرفته بود اما چون توش معلوم بود دستم نمیگرفتم امروز برا اولین بار گرفتم و رفتم براش ربان رنگی مات گرفتم که از تو سوراخهاش رد کنم ....  

پیشنهاد نوشت:

کارتن ریو رو پیشنهاد میکنم ببینید....خیلی جوجوئه.... یعنی عشق طوطی مرد شدم

نیشخندقلب

کتاب دختر ستاره ای هم قشنگه....یعنی حرف برا گفتن داره.... برای قشر نوجوونه  اما خوب درسهایی که میده محدودیت سنی نداره

فردا شب اگه خدا بخواد شام میریم بیرون برنامه برای الیزه گذاشته شده.... هم نزدیکه هم مها اذیت نمیشه با بچه بیاد.... اگه کسی رفته و راضی نبوده بگه امتحان نکنیم...اگر نه میریم خوب بود حتما پیشنهاد میکنیم....چشمک

---------------------------------------------------------------------------------------------

 اون موقع ها که تنور اینترنت و چت داغ بود من میرفتم کلاس زبان.... برای همین بیشتر  تو چت روم خارجی ها حالا از هند و بنگلادش تا ایالتهای مختلف امریکا میگشتم..... تو همون موقع ها با یه پسری چت میکردم که ماله بنگلادش بود ..... فوق مدیریت بازرگانی میخوند و برا ادامه تحصیل میخواست بره انگلیس.... خیلی با هم دوست شده بودیم ....برام کلی کارت و هدیه میفرستاد و کلی هم بهم زبان یاد داد... حتی برا عروسی برادرش دعوتم کرد و کارت فرستاد.... اون موقع تیکه کلامم برای صحبت با اون هیییییییییم....himm بود.... برا وقتهایی که جوابی برای سوالاش نداشتم..... امروز تو شرکت این هیییییییییم اومد یادم.... وقتی جوابی برای خودم نداشتم......

نوشته شده در ٥ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

Design By : Mihantheme