یک فنجون عشق داغ

آمدم ای شاه پناهم بده/ خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان/ دور مران از دَر و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم/ إذن به یک لحظه نگاهم بده

---------------------------------------------------------------------------------------------

88/8/8 هنوز برام تازگی داره.....تولد هشتمین امام عزیز...... هنوز برام شیرینه.... هنوز خاطرم هست نگاهت به قرآن وشیطنت هات .... هنوز یادمه چجوری وقت محضر گرفتیم .... دم اذان ظهر.... بله گفتن ام اونهم با چه عجله ای..... فکر کردم آقا تازه میخواد اجازه بگیره که خطبه عقد بخونه...  دفتر رو امضا کردیم ... من دونه به دونه خوندم و تو چون دیر اومدی نخوندی...... عهدمون برای با هم بودن مستحکم تر شد .....

---------------------------------------------------------------------------------------------

دو سال کامل شد و رفت تو سه سال..... باورت میشه اینقده زود؟! نمیدونم چرا همراه شادی امشب دلم گرفته..... نمیدونم چرا بغض تو گلومه.... نمیدونم چرا اشک هام میاد....

نمیدونم چرا دچار خودآزاری شدم..... تو اکثر عیدها و مراسم شاد دلم میگیره و اشک هام در میاد..... نمیدونم چرا تو این شب ها باهات سر سنگین میشم...... نمیدونم......

--------------------------------------------------------------------------------------------

عزیزم .... عشقم..... مرد زندگی من...... سالگرد عقدمون مبارک.... خیلی دلم میخواست تو خونه خودمون جشن بگیرم ..... انشاله سال دیگه....

** عید همگی مبارک.

** میخواستم پست نصفه نیمه شمال رو کامل کنم اما دیدم امشب برام خیلی عزیز تر از این حرف هاست.....

 

 

 

نوشته شده در ۱٦ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Mihantheme